مدل OSI

به نظر می‌آید که این روز‌ها هرکسی نظر خاص خودش را درباره‌ی شبکه‌ها و ساختار لایه‌های آن دارد.

با ظهور شبکه‌های نرم‌افزار محور(SDN) و مجازی‌سازی توابع شبکه(NFV)، ب‍رخی از کارشناسان به دنبال آن هستند که از مفهوم لایه‌ای شبکه صرف نظر کنند و به جای آن به سراغ پشته‌های یکپارچه بروند که در آن ارسال، انتقال، مدیریت درخواست‌ها و تمام موارد دیگر همگی بخشی از یک لایه بزرگ هستند؛ یا در بهترین حالت از لایه‌های abstract استفاده می‌کنند که فقط controller باید به آن‌ها رسیدگی کند.

در میان همه‌‌ی این‌ها مدل OSI قرار دارد که از زمانی که اینترنت برای نخستین بار در دهه 1990 بر پشته TCP/IP متمرکز شد بیشتر به عنوان روشی نظری مطرح بوده است.

اما آیا این درست است که فقط به این خاطر که شبکه‌های سنتی فیزیکی با مجازی‌سازی شبکه‌ها جایگزین می‌شوند به دنبال فریم­ورک جدیدی برای شبکه باشیم؟ هنگامی که در رویکردهای نوین دیگر فقط به 3، 4 و یا صفر لایه نیاز است، آیا هنوز منطقی برای درک مفهوم شبکه 7 لایه وجود دارد؟

مدل OSI، توصیفی درست از شبکه

راس وایت، نویسنده و متخصص فناوری شبکه، پاییز گذشته با صراحت اظهار داشت: «مدل OSI شبکه‌ها را به طور دقیق توصیف نمی‌کند. »

اگرچه ممکن است این نظر درست باشد، اما منصفانه است که بگوییم که هیچ یک از TCP/IP یا SDN یا NFV های فعلی ساختاری ندارند. لایه‌بندی شبکه امری کاملاً مفهومی است، بنابراین اینکه بگوییم مدل OSI مدلی اشتباه است، چرا که عملیاتی مانند presentation و session management را میان لایه‌های خود تقسیم می‌کند به جای اینکه آن‌ها را در لایه انتقال یا شبکه تعریف کند، صرفاً یک دیدگاه است.

وایت افزوده است که OSI به عنوان راهکاری طراحی شده است که circuit switching را به شبکه‌های جدیدتر packet switched networks (PSN) هدایت می‌کند. در حالی که این امر به packet networks اجازه می‌داد تا روی شبکه‌های circuit networks لایه‌بندی شوند، اما با ظهور middlebox ها که مسئولیت سوئیچ کردن بسته‌ها را بر عهده می‌گرفتند، دیگر غیرضروری محسوب می­شد.

در پایان، او استدلال می‌کند که: OSI ممکن است هنگام طراحی برنامه‌ها مفید باشد، اما در طراحی شبکه‌های واقعی به همان اندازه عالی نیست.

ایوان پپلنجاک، معمار شبکه در IP Space می‌گوید:« OSI بسیار بیشتر از یک مدل لایه‌بندی ساده است؛ این مدل به همان اندازه به عنوان یک فریم­ورک عملکرد، راهنمای پشته شبکه، یا حتی هنگام اجرای واقعی پشته به خوبی کار می‌کند، مانند LCC در اترنت یا CLNP در یک لایه شبکه.

شما می‌توانید با مشاهده عملیات‌ مختلف شبکه به صورت منظم، آن‌ها را به روشی معقول و قابل پیش­بینی مدیریت کنید.

بنابراین OSI توضیح می‌دهد که شبکه‌ها چگونه کار می‌کنند، حتی اگر معماری نهایی شبکه به صورت نظری کاملاً بر این فریم ورک منطبق نباشد.»

وی ادامه می‌دهد:« متاسفانه OSI در طول سالیان به نوعی دین و آیین تبدیل شده بود که دانشجویان شبکه را در لایه‌های مختلف آن به صلابه می‌کشیدند و کاری که این دانشجویان بی آنکه به آن‌ها گفته شود انجام می‌دادند تنها راه مشاهده شبکه بود، نه راهی که آنان باید به شبکه نگاه می‌کردند.»

لایه‌های مجازی

اکنون ما در میانه‌ی دوران SND/NFV هستیم که یک کنترل‌کننده همه این‌ها را مدیریت می‌کند و تنها چیزی که اپراتورها باید به آن توجه کنند این است که چه داده‌هایی را می‌خواهند به کجا منتقل کنند.

SND، تنها دارای سه لایه است – برنامه، کنترل و زیرساخت – در حالی که NFV سه عملکرد زیرساخت، شبکه مجازی و مدیریت/خودکارسازی تعاملات (MANO) را توصیف می‌کند.

اما باز هم، هر دوی این فریم­ورک‌ها، عملیات‌ اساسی توصیف‌شده در OSI را با هم ترکیب می‌کنند اگرچه در شرایطی متفاوت و در لایه‌ها/توابع مختلف ترکیب می‌کنند.

پس منصفانه است که بگوییم، SDN و NFV بیش از TCP/IP وابستگی به OSI را کاهش نمی‌دهند؛ در عوض، OSI (و TCP/IP) را تحت یک الگوی مدیریت و هماهنگی جدید قرار می‌دهند تا شبکه را ساده‌تر سازند و پاسخگویی آن را در قبال نیازهای کاربران و برنامه‌های کاربردی مدرن افزایش دهند.

همانطور که Total Uptime اخیراً اشاره کرده است، رویکردهای سنتی برای شبکه سفت و سخت و وقت‌گیر بودند؛ انجام هر گونه تغییری نیاز به طراحی، کدنویسی و حتی اشکال‌زدایی زیادی داشت و سپس تا زمانی که نیاز به اعمال تغییر جدیدی باشد، این تغییرات بر روی شبکه ثابت می‌ماندند.

SDN و NFV همه این‌ها را به صورت مجازی انجام می‌دهند ومدیریت را به یک کنترل‌کننده مرکزی می‌سپارند.

بنابراین، اپراتورها به‌جای مدیریت تک‌تک دستگاه‌های موجود در شبکه، می‌توانند به سادگی به کنترل‌کننده بگویند که چه چیزی نیاز دارند و کنترل‌کننده خود هر بسته را از طریق مناسب­ترین مسیر به مقصد هدایت می‌کند.

توابع مربوط به لایه‌های application, session, presentation و حتی شبکه فیزیکی هنوز در دسترس ما هستند، اما به همان شکل سابق لایه‌بندی نمی‌شوند.

سخن پایانی

بهترین راه برای نگاه‌کردن به OSI، TCP/IP و سایر فریم­ورک‌های شبکه این است که آن‌ها را به طرح‌های اولیه از یک خانه تشبیه کنیم. هر خانه دارای پایه، دیوار، سقف، سیم کشی، سیستم گرمایش و مواردی از این دست است، اما برخی از خانه‌ها این موارد را متفاوت از دیگران اجرا می‌کنند.

اگر نخستین خانه‌ها دارای دیوارهای چوبی و سقف کاه‌گلی بودند، حتی با وجود پیشرفت‌های جدیدی مانند سقف‌های تخته‌سنگی و دیوارهای آماده که امروزه رایج شده‌اند، این طرح‌های اولیه هنوز هم راهنمای ارزشمندی برای اینکه یک خانه باید چگونه باشد، ارائه می‌دهند.

تمام شبکه‌ها نیز عمکرد کلی مشابهی دارند و آن انتقال داده از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر است.

درک اینکه قبلا چگونه شبکه‌ها تصور می‌کردند، راه را برای درک وضعیت امروزی آن‌ها و چگونگی رشد آن‌ها در آینده هموارتر می‌کند.

به نظر می‌آید که این روز‌ها هرکسی نظر خاص خودش را درباره‌ی شبکه‌ها و ساختار لایه‌های آن دارد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    خانه خدماتتماس ارتباط با ما